ریشه یابی عوامل انحراف و بررسی راهکارها در ازدواج
انحراف رفتارهای اجتماعی در طول تاریخ در موارد متعددی مصداق یافته است. اغلب این انحراف ها تدریجی بوده و عامل آن فراموشی هدف و انگیزه از آن رفتار بخصوص بوده است. امر ازدواج نیز یکی از مصادیق این انحراف است. اگر از انحراف های قدیمی قومیو قبیله ای موجود در این سنت نبوی بگذریم، مبدا انحرافی که امروزه، بخصوص در محیطهای شهری شاهد هستیم را میتوان از دوران جنگ به بعد دانست.دوران جنگ را می توان دوران اوج غلبه فضای تبلیغی دینی در جامعه دانست. به تبع این فضا ، عرف بسیار نزدیک و همگام با معیارهای دینی حرکت میکرد. در این فضا ازدواج عمل اجتماعی منطبق با عرفی بود که دین آن را شکل داده بود.
فاصله گیری عرف با معیارهای دینی در دوران پس از جنگ و بالاتر از آن، شکل گیری تضاد بین آنها در سالهای اخیر بستری است که می توان ایجاد انحراف در اهداف و روشهای ازدواج را در آن تحلیل کرد. حاکمیت ارزش های غربی مهمترین عامل منحرف کننده ی این سنت اللهی است.
نهادینه شدن مصرف گرایی در زندگی های روزمره عاملی می شود که فرد احساس می کند بایستی اوج این مولفه ارزشی سبک زندگی غربی را در مهمترین واقعه زندگی اش در معرض دید همگان قرار دهد. گویا قناعت و تقید به عدم اسراف ضد ارزش محسوب می گردد.
در نگاه مادی، مهریه که بایستی عاملی برای نشان دادن صداقت محبت نسبت به همسر باشد ،تضمینی همانند چک و سفته در معاملات دیده میشود. این دیدگاه خود تخم عدم صداقت و اعتماد را در نطفه ی ازدواج می کارد. دیدگاهی که مهریه را ضمانت میداند، پیشفرضش این است که طرفین با هم صادق نیستند و احتمالا قصد نقض تعهد را دارند که نیاز به گرفتن تضمین در بدو امر احساس می گردد. مشاهده می شود که از همین دیدگاه نادرست بذر عدم اعتماد شکل می گیرد.
معیار انتخاب همسر در نگاه مادی در وهله اول، زیبایی های ظاهری، توانایی های مالی و دیگر ملاک هایی است که جهان بینی مادی آنها را ارزش میداند. موارد فوق به تدریج با تغییر ارزشهای اسلامی به غربی در عرف جامعه ایجاد شده است. عرفی که به خودی خود ارزش ذاتی ندارد.
برای تصحیح این روند و بازگشت به معیارهای دینی که قطعا به ازدواج های سهل و آسان تری خواهد انجامید یک راه بیشتر وجود ندارد و آن تغییر ارزشهای عرفی در جامعه است. تصحیح عرف و رسوم نادرست در این زمینه به سه شیوه قابل اجرا است:
1- روش عملی
عمل موثرترین راه تاثیر گذاری است. سربازان خط مقدم جبهه فرهنگی امروز کسانی اند که شجاعانه خلاف ارزشهای عرف جامعه عمل می کنند و استوار، الگوهای صحیح را عملا پیاده می کنند. انان از طعنه ها و اعتراض هایی که اطرافیان آنها با معیارهای غربی به آنها وارد می کنند نمی هراسند و ثابت قدم، الگوهای صحیح ازدواج را اجرا می کنند تا چراغ راه دیگران باشد.
2- فضاسازی رسانه ای
رسانه ها و به خصوص رسانه های تصویری بایستی الگوهای صحیح ازدواج را در سریال ها و فیلمها نشان دهند. این که برای نمایاندن را تاکید بر عواقب بی راهه رفتن را در فیلمها و سریال ها نشان دهیم عملا بازدارنده از بی راهه روی نخواهد بود و فضای ذهنی مخاطب را بیشتر با بی راهه ها درگیر خواهد کرد و ناخودآگاه همان ها را به او القا می کند اگر چه که نتیجه گیری کلی فیلم چیز دیگری بوده باشد. فعالیت ایجابی رسانه ای در این زمینه لازم است. باید نمونه های درست ازدواج توسط رسانه ها نمایش داده شود.
3- ایجاد الگوهای بومی-اسلامی شادی
نبود الگوهای موجه برای شادی، قشر خاکستری و عوام جامعه را به راه سهل تر سوق خواهد داد. راهی که الگوهایش آماده عرضه باشد و کاملا روشن است که غرب در این زمینه بسیار جلوتر است. امروزه شاهد هستیم که الگوهای شادی طیف انقلابی از سرناچاری و در فقدان الگوهای شادی، از دل مجالس غم و سوگواری توسط مداحین اهل بیت تولید می شود. الگویی که موقتا از فرط بی الگویی ناچار به استفاده موقت از آن هستیم
